RSS Autodiscovery >
|
کسانی که این صفحه رو میخونند دیگه واقعا خیلی کم شدند چون بسیاری امکاناتش رو بستم و خیلیها خبردار
نمیشند من آپ کردم.برای همین فکر میکنم این پست که یکی از بزرگترین تجارب زندگی من هست و در واقع نتیجه سالها آزمایش و خطا هست و پاش عمر نازنین و روحم و مادیات زندگیم رو ریختم یکی از مهمترین پستهای این وب لاگ هست که به افراد معدود و خاصی که مرتب میاند به اینجا سرمیزنند تقدیم میکنم. من تو زندگیم خیلی فداکاری کردم از پدر و مادر بگیر تا خواهر و برادر و دوست و آشنا و فامیل وهمکار و رئیس و عشق و شوهر وغیره.همیشه خودم آخرین نفر تو لیست خودم بودم که به خواستهای خودم جامه عمل می پوشوندم.همیشه خواستهای دیگران رو بر خواسته های خودم ارجحیت دادم تا مبادا سبب ناراحتی اونها بشم.حتی زمانی که بر خلاف میلشون یک عملی رو انجام دادم بابتش از چیز دیگه ای هزینه کردم و خودم رو همیشه بدهکارشون میدونستم.یعنی نشد یکبار بگم به درک مثلا مادرم به عنوان مادر وظیفش هست برخی نگرانیها و برخی کارها رو برای من که بچه اش هستم داشته باشه.بلکه برعکس خودم رو همیشه در قبالشون حتی وقتی گناهکار نبودم ،گناهکار حس کردم و همیشه سعی کردم تلافی و جبران کنم ، تکرار میکنم بابت کارهایی که مطابق میل اطرافیان نبود و انجام دادم ،هزینه های غول پیکری پرداخت کردم که هیچ نسبیتی بین هزینه و کاری که من انجام دادم وجود نداشت.این نه در برابر والدینم که در برابر همه و همه همین بود رئیس ،دوست و همکارو... هر کس هم یک مدت کوتاه با من برخورد داشته باشه هرچی هم خنگ باشه فورا متوجه این اخلاق من میشه که تا همین تازگی فکر میکردم خصوصیت مثبت من هست.باور کنید من اونقد احمقم که وقتی مثلا سوار تاکسی میشدم و راننده مسافر دیگه ای نمیزد تا مقصدی که من رو پیاده کنه از راننده خجالت میکشیدم و ازش کلی عذرخواهی میکردم و و پول بیشتر بش میدادم در حالی که وقت سوار شدن من فقط مقصدم رو گفته بودم و راننده نگه داشته بود و من سوار شده بودم و بنده نه زورکی اورده بودمش تو اون مسیر نه بش قول پول بیشتر داده بودم اما خودم رو مسئول می دونستم.من حتی از گداهایی که تو خیابون میدیدم خجالت می کشیدم حس میکردم من یک لاقبا با یک حقوق کارمندی حق اونها رو خوردم.من کفش مارک داره رو برای خواهره می خریدم بعد می رفتم میگشتم ارزون ترین کفش رو برای خودم می خریدم وقتی خیلی دیگه برای دیگران کم میذاشتم برای دوستم مدل اون چیزی که برای خودم خریده بودم و خوشش اومده بود ،میخریدم و هدیه میدادم .اگه یکی میومد سر کمد لباسم و یا وسایلم میگفت فلان چیز چه قشنگه بی شک موقع رفتن همراش داشت اون چیز رو می برد .می رفتم برای خودم وسایل ارزون می خریدم ،اما بهترین مارکها رو برای شوهره می خریدم .در حالی که دوستهام بر عکس هستند عینک آفتابی چند صدهزارتومنی مال خودشونه ،دو هزار تومنی کنار خیابون مال شوهره.می خوام بگم این چنین آدمی بودم تا همین چند وقت پیشها.اما حالا فهمیدم که اشتباه کردم.هیچ کسی تو دنیا لیاقت بهترین عشق ورزی رو نداره جز خود آدم.هیچکس تو دنیا بیشتر از خود آدم لیاقت هزینه کردن نداره.باور کنید اینها رو از سر احساسات نمی نویسم.مدتهاست دارم روش فکر میکنم .من بیمار بودم این قابل انکار نیست . من هیچکس رو میون این همه آدمی که این همه براشون هزینه کردم ندیدم که فقط و فقط سپاسگذار هزینه هایی باشه که براش انجام دادم ،تلافی پیشکش.من مدتها بود که در این دور باطل گشتم و گشتم و هی گفتم شایدطرف من فرصت تلافی نداره،شاید امکانش رو نداره ،شاید بلد نیست،شاید اصلا من آدم اشتباهی بودم و نه اون.یعنی همش زدم تو سر خودم .اما باید از یکی خیلی متشکر باشم که علی رغم اینکه برام خیلی تلخ بودو بزرگترین فداکاریهای زندگیم رو براش کرد بودم اما به من نشون داد بزرگترین فداکاریها رو آدم باید برای خودش بکنه .چون هیچکس مهمتر از خود آدم تو زندگی وجود نداره.من الان هم معالجه نشدم .آدم یک بیماری مزمن رو که سی و شش سال با خودش این طرف اون طرف برده که یکهو نمی تونه زمین بزاره.الان تودوره کشف و شهود هستم الان در دوره ای هستم که میگم وای من چقدر خر بودم و هستم اما یک دقیقه بعد چشمهام پر اشک میشه و میگم اما من این اخلاق رو دوست دارم من بی این اخلاق نمی تونم زندگی کنم.انگار از یکی همه حسهای پنج گانش رو بگیرند وبگند حالا یالا برو بو کن بخور لمس کن و...یعنی من اینجور به این از خود گذشتگیهای بیمار گونه معتاد شده بودم .تلخیش اینه که میدونم من بیمار بودم و من اشتباه میکردم و من در حق خودم خیلی بدکردم و حالا باید کلی روی خودم کار کنم که خودم رو نجات بدم که دچار افسردگی بیشتر نشم. حالا اینها رو نوشتم که بگم کمک به دیگران وفداکاری خوبه .اما نه به شرط فراموش کردن خودتون.اگه اول راهید ترمز رو بکشید این اسمش خودخواهی نیست اسمش عزت نفس هست اگه بازم به فراموش کردن خودتون ادامه بدید یکروز می رسه که می بینید همین دیگرانی که همه چیز رو فداشون کردید ،مقام شما رو در حد یک حیوان چهار پا و نیازهای یک حیوان چهار پا پایین اوردند و شما تا خرخره تو مردابی که خودتون درست کردید فرو رفتید.وهیچ منزلتی هم نزد کسی که همه چیز رو به پاش ریختید از آبرو و حیثیت گرفته تا پول و روح و جسم و....ندارید. ![]()
Comments:
salam
ارسال يک نظر
man kheily ettefaghi az inja rad shodam va in post ro didam, mikahstam begam vaghty iek kari har cheghadr khoob moratab tekrar beshe shaiad vase tarafe moghabel be soorate nakhodagah be soorate iek vazife be nazar biad va age shoma oon karo nakoni az dastet delkhor ham beshan, vase hamine ke migan hich vaght nahaiate alaghe va eshgheto be tore modavem be kasi nade, chon age u bade ie modat hatta iekz arre az oon oje alaghe kam koni taraf fekr mikone bahash bad shodi!! be har hal omidvaram ba tasmimi ke gerefty ehsase behtari behetd ast bede... shado salamat bashi... |
|